تبليغاتX
تاریک ترین نور
و ماه هر شب در بستر خالی رودخانه ، به دنبال تصویر می گشت !
 

دوستی به چه معنايي ...؟

تو كه دوست بودی و نادوستی كردی ...

تو كه نادوستی چيكار ميخواي بكني ...؟

 

من و تو !  شايد هم گاهی تو و من ...

من تو رو مي خوندم از پس هزاران  ناامني و نااعتمادی دوستانه ...

با اعتماد كامل سرودمت ، تو هر مكاني و مجلسي خوندمت ...

از پس پنجره بسته ديدمت ...

تو نبودی اما جستمت ...

 

اما باز هم نبودی . تو هيچ وقت با من نبودی ...

 

تو دوست بودي اما با من و براي من نبودي ...

تو جوامع دوستي بلند فريادت مي زدم تا كه هم  بدونن تو با مني ...

تو بودي كنارم ، باور كن خودم تو رو در كنارم ديدم ...

دستات رو مثل هميشه تو دست داشتم ...

 

اما نمي دونم چرا بعد از معرفيت به حضار رفتي ...!

ديگه تو رو نديدم ...

 

گذشت تا ساعات پاياني مجلس ، ديدم در گوشه اي و در كنار ...

تو رو شنيدم ...

ولي خواستم كه باز هم كر باشم در مقابل صدات ، لال باشم موقع صحبتمون ...

 

نمي دونم چرا ...؟

ولي اين بود تاوان ساعتها بودن و ديدن ...؟

تاوانش سزاوار منه. سزاوار نگفتنهام ،

با خودم فكر ميكنم كه شايد تو هم مثل همه حرفاي نگفته ام هستي ...

تنها مال من ، اما اين جوري نبود . بايد تو رو مي گفتم ...

چه اشتباه بزرگي ...

من سزاوارم ، نه تو ...

 

تو پايان مراسم بازم كنارم بودي . انگار نه انگار كه براي لحظاتي تو غيبت بودي ...

هميشه اينطور بودي ...

چقدر نادان و كم بينا بودم من . شايد هم نابيناي مطلق ...

باز هم اشتباه كردم . و دوباره و دوباره هم اشتباه ...

نمي دونم چه جوري به اشتباهاتم خاتمه بدم ...؟

 

آه . در عذابم  از خودم،  از بودنم ، از ديدنم ، از شنيدنم ...

چه چيزايي كه نمي خواستم بشنوم ، و شنيدم ...

چه چيزايي كه بايد مي شنيدم و ، نشنيدم ...

 فكر ميكنم تو رو اشتباهي شنيدم ...

 

سكوت و تنهايي هميشه كار ساز نيست براي درست شنيدن و به تنهايي فكر كردن و تصميم درست گرفتن ...

 بارها و بارها  اينجور اشتباهات بزرگي كردم  ...

و مي دونم كه بازم  ادامه خواهم داد ...

 

بيايد و تنهايياتون رو كه به من امانت داده بودين  ، پس بگيرين ...

اين تنهايي ها كار دستم داد . و من امانت دار خوبي نبودم ...

از همه ي تنهاييا به اشتباه و نابجا استفاده كردم ...

تنهايي خودم رو هم از دست دادم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:14  توسط ... |